تبليغاتX
بانک اطلاعات من
For the best life
ضماد (بانداژ)، كمپرس

اصولاً ضمادها را جهت رفع كبودي و كوبيدگي، احتقان، التهاب، كشيدن چرك از دمل‌ها، آرام كردن خراش‌ها و كشيدن سموم از بدن مورد استفاده قرار مي‌دهند و معمولاً گياهان داروئي موردنظر را بصورت خمير درآورده و بطور مستقيم روي بدن قرار مي‌دهند و يا آنرا ابتدا بر روي پارچه تميز كشيده و سپس مورد استفاده قرار مي‌دهند.

بانداژ يا كمپرس مرطوب نوع اول :

براي تهيه اين نوع دارو در صورتيكه دستور ديگري موجود نباشد بدين ترتيب عمل مي‌شود كه 10 گرم از گياه خرد شده را در 1/4 ليتر آب به صورت چاي دم مي‌كنند. سپس آنرا صاف كرده، چلانده و گرم گرم (نه داغ) به صورت كمپرس بكار مي‌برند.

البته بايد بر روي اين كمپرس گرم و مرطوب يك تكه پارچه غير قابل نفوذ و بروي ان دستمال گرم قرار داده شود.

بانداژ يا كمپرس مرطوب نوع دوم :

گياه خرد شده داروئي را در يك كيسه پارچه‌اي كوچك قرار داده و در داخل آب جوش قرار مي‌دهند سپس آنرا صاف كرده و مطابق روش 1 عمل مي‌كنند.

كمپرس‌هاي گرم و خشك:

براي تهيه اين نوع دارو، گياه خرد شده را در يك كيسه تميز سفيد قرار داده و خشك خشك حرارت داده و بصورت كمپرس روي عضو قرار مي‌دهند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 8:55  توسط J a v a d  | 

شب از نيمه گذشته بود. پرستار به مرد جواني که آن طرف تخت ايستاده بود و با نگراني به پيرمـرد بيمار چشم دوخته بود نگاهي انداخت.
پيرمرد قبل از اينکه از هوش برود، مدام پسر خود را صدا مي زد.
پرستار نزديک پيرمرد شد و آرام در گوش او گفت: پسرت اينجاست، او بالاخره آمد.
بيمار به زحمت چشم هايش را باز کرد و سايه پسرش را ديد که بيرون چادر اکسيژن ايستاده بود.
بيمار سکته قلبي کرده بود و دکترها ديگر اميدي به زنده ماندن او نداشتند.
پيرمرد به آرامي دستش را دراز کرد و انگشتان پسرش را گرفت. لبخندي زد و چشم هايش را بست.
پرستار از تخت کنار که دختري روي آن خوابيده بود، يک صندلي آورد تا مرد جوان روي آن بنشيند. بعد از اتاق بيرون رفت. در حالي که مرد جوان دست پيرمرد را گرفته بود و به آرامي نوازش مي داد.
نزديک هاي صبح حال پيرمرد وخيم شد. مرد جوان به سرعت دکمه اضطراري را فشار داد.
پرستار با عجله وارد اتاق شد و به معاينه بيمار پرداخت ولي او از دنيا رفته بود.
مرد جوان با ناراحتي رو به پرستار کرد و پرسيد: ببخشيد، اين پيرمرد چه کسي بود؟! پرستار با تعجب گفت: مگر او پدر شما نبود؟!
مرد جوان گفت: نه، ديشب که براي عيادت دخترم آمدم براي اولين بار بود که او را مي ديدم. بعد به تخت کناري که دخترش روي آن خوابيده بود، اشاره کرد.
پرستار با تعجب پرسيد: پس چرا همان ديشب نگفتي که پسرش نيستي؟
مرد پاسخ داد: فهميدم که پيرمرد مي خواهد قبل از مردن پسرش را ببيند، ولي او نيامده بود. آن لحظه که دستم را گرفت، فهميدم که او آن قدر بيمار است که نمي تواند من را از پسرش تشخيص دهد. من مي دانستم که او در آن لحظه چه قدر به من احتياج دارد...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 8:52  توسط J a v a d  | 

اهداف شخصي


هدفگذاري كنيد 
وقتي بتوانيد به صورت مؤثرتر «نه» بگوييد، وقت بيشتري براي تخصيص در دست‌يابي به اهداف شخصي خود داريد. اهداف، حوزه خيلي مهمي از مديريت زمان شخصي هستند. اهداف به ما كمك مي‌كنند كه از طريق ايجاد كار براي ما و اجازه تمركز بر تلاش‌هايمان، زندگي خود را سازماندهي كني
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 11:36  توسط J a v a d  | 

دوسوم وزن بدن انسان را آب تشکیل می دهد. آب نه تنها مایه حیات که مایه شادابی و تندرستی است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 9:13  توسط J a v a d  | 

مديريت زمان شخصي 
مديريت زمان شخصي بخش قابل ملاحظه‌اي از زمان روزانه را صرف مي‌كند. مهارتهاي مديريت زمان شخصي در عمل داراي اشكالاتي هستند. اولويت‌بندي اهداف شخصي مي‌تواند خيلي مشكل باشد زيرا بايد نسبت به فعاليت‌هاي اولويت‌دار، در دسته دوم از اهميت قرار گيرند. اين بخش به شما كمك مي‌كند كه اهداف شخصي خود را اولويت‌بندي كنيد بطوري كه در برنامه شما قرار گيرند. شما روش «فقط بگو نه» را ياد مي‌گيريد كه به شما در سبك كردن زمانبندي كمك مي‌كند. اين بخش هم‌چنين چگونگي ايجاد وقت براي فرزندان و ديگر افراد مهم براي شما را مورد بررسي قرار مي‌دهد.

فقط بگو «نه»
در زندگي شخصي خود معمولاً با گفتن كلمه «نه» مشكل داريم. اين موضوع موجب بيشتر تناقضات در وقت ما مي‌شود. به خاطر اكراه طبيعي در گفتن نه، اغلب احساس تعهد نسبت به دوستان و خانواده خود داريم. آموزش به خود در استفاده از ابزار ارزشمند نه گفتن در تشخيص اهميت اولويت‌هاي شخصي ضروري است.

چندين روش براي نه گفتن به صورت غيرمستقيم وجود دارد بطوري كه دوستان و خانواده خود را نرنجانيد. يك ذهن خلاق معمولاً قادر خواهد بود از شرايطي كه با اولويت موجود وي تناقض دارند خلاصي يابد. اما عذر و بهانه هميشه ضروري نيست. اشكالي ندارد كه با افراد رو راست بود و واقعيت را گفت. به افرادي كه تقاضاي اختصاص وقت را از شما دارند بگوييد كه شما مسئوليت‌هايي به عهده داريد كه امكان برآوردن تقاضاي آنها را فراهم نمي‌آورد. شما متعجب خواهيد شد كه مي‌بينيد كه به چه سادگي روش مستقيم پذيرفته مي‌شو
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 11:22  توسط J a v a d  | 

 با توجه به تغییراتی که ارتفاع روی کلیه سیستم های فیزیولوزیک بدن انسان میگذارد وشرایط نامساعدی که یک کوه نورد ودستگاه گوارش وی با آن مواجه است، بحث نوع تغذیه وتغذیه مناسب از مهمترین مقولات علم پزشکی ارتفاع وعلم تغذیه است.
در ورزش کوه نوردی هیچ سفارش استاندارد وموکدی مبنی بر نوع تغذیه برای کوه نوردان وجود ندارد ومهمترین اصل ذائقه فرد در ارتفاع می باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 8:48  توسط J a v a d  | 

روی صندلی منتظر اومدن قطار مترو نشست. قرار بود فردا بينی اش را عمل کند. زنی که روی صندلی کنارش نشسته بود، داشت ذکر شکر می خواند. وقتی سرش را برگرداند، دخترک ديد که به جای بينی بر روی صورت زن فقط دو سوراخ است. جزام داشت. با مطب دکتر تماس گرفت و گفت که از عمل منصرف شده است. احساس می کرد خدا زيباترين بينی را روی صورت او قرار داده است. خدايا شکر.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 22:36  توسط J a v a d  | 

نکته سه )بر بهره‌ور بودن تأكيد كنيد نه مشغول بودن

تمركز بر بهره‌وري كيفيت كار و عملكرد را افزايش مي‌دهد. تهيه يك فهرست اولويت‌بندي شده از كارها به شما كمك مي‌كند كه بهره‌ور باشيد. تمركز بر انجام مهمترين كارها در ابتدا، به شما كمك مي‌كند كه كار بيشتري انجام دهيد و آنها را سر وقت انجام دهيد.

نکته چهار )سرعت خود را تنظيم كنيد

مهم است كه خود را براي ميزان ساعاتي كه كار مي‌كنيد تنظيم كنيد. از خود بپرسيد كه با سرعتي كه كار مي‌كنيد مي‌توانيد ادامه دهيد. خود را با تعداد ساعات زياد كار خسته نكنيد. مديريت مؤثر زمان بايد اين امكان را فراهم آورد كه بتوانيد كارهاي مورد نياز را انجام دهيد بدون اينكه نياز باشد تعداد ساعات زيادي را در دوره زماني بزرگتر مشغول باشيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 10:50  توسط J a v a d  | 

پيرمردي تنها در مينه سوتا زندگي مي کرد . او مي خواست مزرعه سيب زميني اش راشخم بزند اما اين کار خيلي سختي بود .
تنها پسرش که مي توانست به او کمک کند در زندان بود .
پيرمرد نامه اي براي پسرش نوشت و وضعيت را براي او توضيح داد :
پسرعزيزم من حال خوشي ندارم چون امسال نخواهم توانست سيب زميني بکارم .
من نمي خواهم اين مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت هميشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من براي کار مزرعه خيلي پير شده ام. اگر تو اينجا بودي تمام مشکلات من حل مي شد.
من مي دانم که اگر تو اينجا بودي مزرعه را براي من شخم مي زدي .
دوستدار تو پدر
پيرمرد اين تلگراف را دريافت کرد :
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .
4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پليس محلي ديده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اينکه اسلحه اي پيدا کنند .
پيرمرد بهت زده نامه ديگري به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقي افتاده و مي خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سيب زميني هايت را بکار، اين بهترين کاري بود که از اينجا مي توانستم برايت انجام بدهم .
نتيجه اخلاقي :
هيچ مانعي در دنيا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصميم به انجام کاري بگيريد مي توانيد آن را انجام بدهيد .
مانع ذهن است . نه اينکه شما يا يک فرد، کجا هستيد .
اگر قـدر ثانيـه هاي بدون بازگشت را مي دانستند و از قلـه هاي باشکوه موفقيـت چيـزي شنيده بودند،
هيـچ گاه...
براي در چالـه مانده ، چـاه را توصيـف نمي کردند...
+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 11:21  توسط J a v a d  | 

نکته دو) كنترل كنيد
  كارهايي را كه نياز داريد انجام دهيد مي‌دانيد. اين كار را در فهرست كارها يادداشت كنيد. كارهاي فهرست را اولويت‌بندي كنيد. با انجام اين عمل،‌ شما مي‌توانيد روز خود را كنترل كنيد. شما ابزاري داريد كه مي‌توانيد از كارهاي غيرضروري جلوگيري كنيد يا كارهاي جديد را اولويت‌بندي كنيد. پيروي از اين رهنمودها اين تضمين را به دنبال دارد كه شما ابتدا مهمترين فعاليتها را انجام مي‌دهيد. هم‌چنين شما مي‌دانيد كه چه فعاليت‌هايي را انجام نداده‌ايد و مي‌توانيد آنها را به فهرست كارهاي فردا اضافه كنيد
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 17:32  توسط J a v a d  | 

خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان 
اما به قدر فهم تو کوچک می شود
 و به قدر نیاز تو فرود می آید 
و به قدر....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 9:35  توسط J a v a d  | 

همين چند روز پيش، «يوليا واسيلي‌‌‌‌اِونا » پرستار بچه‌‌‌هايم را به اتاقم دعوت كردم تا با او تسويه حساب كنم .

به او گفتم: بنشينيد«يوليا واسيلي‌‌‌‌‌اِونا»!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 10:0  توسط J a v a d  | 

نكات سودمند براي بهبود كيفيت وقت 

نکته یک) از مزاحمت‌ها جلوگيري كنيد.
همواره پذيراي بازديدكنندگان نباشيد. بازديدكنندگان مي‌توانند موجب به هم‌ريختگي شوند كه در نهايت منجر به كاهش بهره‌وري مي‌شود. با بستن در اتاق يا حذف ارتباط بصري مي‌توانيد به بازديدكننده بفهمانيد كه شما مشغول هستيد. هر روشي كه به كار مي‌بريد به خاطر بسپاريد كه نبايد هر بازديدي را بپذيريد.

راه ديگر براي كاهش مزاحمت‌ها جواب ندادن به تلفن است. تماس‌هاي تلفني مي‌توانند خيلي وقت‌گير باشند. تماس‌هاي تلفني قطار افكار را از حركت باز‌مي‌دارند. تماس‌هاي تلفني ممكن است شما را متعهد به انجام كارهايي كنند كه آمادگي آنها را نداريد. از خاموش كردن زنگ تلفن نترسيد. وقتي كارتان تمام شد پيغام‌هاي دريافتي را چك كنيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 9:41  توسط J a v a d  | 

برنامه‌ريزي

برنامه‌ريزي در زندگي شخصي و حرفه‌اي متفاوت از هم انجام مي‌شوند. در برنامه‌ريزي شخصي، برنامه‌ريزي از طريق هدفگذاري و ترسيم مسير دست‌يابي به اهداف انجام مي‌شود. در برنامه‌ريزي حرفه‌اي،‌ برنامه‌ريزي پروژه‌‌محور است. برنامه‌ريزي پروژه بايد از طريق نرم‌افزارهاي برنامه‌ريزي رسمي انجام شود.

روش برنامه‌ريزي مناسب خود را انتخاب كنيد. از هر روش مانند انتخاب اهداف، برنامه‌ريزي رسمي يا غير رسمي كه استفاده كنيد چند نكته مهم را بايد به خاطر بسپاريد. ابتدا انتظارات خود را برآورد كنيد. به ياد داشته باشيد تعداد ساعات محدودي در يك روز وجود دارد. سعي نكنيد به نتايجي ماورأ قابليت‌هاي خود دست يابيد.

دوم، مدت زماني را صرف خود كنيد. براي اينكه به حد‌اكثر عملكرد دست يابيد به زمان خواب و استراحت كافي نياز داريد. اقدام به اين عمل سخت‌تر از تصميم گرفتن براي انجام آن است. هنگام برنامه‌ريزي شما مي‌پنداريد كه به هيچ استراحتي نياز نداريد يا مي‌توانيد فقط چهار ساعت در روز بخوابيد. كار مداوم بدون استراحت سطح استرس را افزايش داده و سطح عملكرد را كاهش مي‌دهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 9:8  توسط J a v a d  | 

شيرابه

براي تهيه شيرابه گياهان داروئي، گياه تازه را در هاوم (خرد كننده‌هاي الكتريكي) خوب له كرده و سپس داخل يك پارجه تميز نموده و فشار مي‌دهند. براي بكار بدن اين نوع دارو در مصرف خوراكي اغلب يك قاشق مرباخوري از شيرابه را در شير يا آب حل و ميل مي‌كنند.

 پودر

براي تهيه پودر، گياه خشك شده را در هاون به صورت پودر درآورده و سپس با الك ريز الك مي‌كنند.

جهت كاربرد در مصرف خوراكي مقدار مورد نظر از پودر را در يك قاشق غذاخوري شير يا آب حل كرده و ميل مي‌كنند. جهت مصرف خارجي مثل ساير پودرها، به قسمت مورد نظر پاشيده مي‌شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 9:3  توسط J a v a d  | 

اولويت‌بندي فعاليت‌ها

اولويت‌بندي يكي از مهمترين قدم‌هاي مديريت زمان است. اين عمل كمك مي‌كند كه موارد زمان‌بر كه نه اوقات خوشي را ترتيب مي‌دهند و نه كمك مي‌كنند كه به اهداف خود دست يابيد را حذف كنيد. اين مرحله بيشترين تغيير در جهت افزايش زمان را به دنبال دارد. با تصميم گيري در خصوص فعاليت‌هايي كه بايد انجام دهيد و فعاليتهايي را كه بايد حذف كنيد اولويت‌‌بندي را آغاز كنيد.

براي تصميم‌گيري در خصوص فعاليت‌هايي كه بايد انجام دهيد، فعاليت‌هايي را تعيين كنيد كه از آنها لذت مي‌بريد و آنها را خوب انجام مي‌دهيد. خيلي مهم است كه هم از نظر حرفه‌اي و هم از نظر شخصي از كاري كه انجام مي‌دهيد لذت ببريد. در گزارش خود كارهايي كه از آنها لذت مي‌بريد و كارهايي كه براي شما خوشايند نيستند را مشخص كنيد. اكثريت روز شما بايد صرف كارهايي شود كه از انجام آنها لذت مي‌بريد.

در حالي كه مهم است از انجام يك كار لذت ببريد، نيز مهم است كه آن را خوب انجام دهيد. در تعيين اينكه چه كارهايي را انجام دهيد و چه كارهايي را تفويض كنيد، شناخت نقاط قوت و ضعف شما حياتي است. تلاش نكنيد مسئوليت‌هايي بيش از آنچه مي‌توانيد به صورت معقول انجام دهيد را به عهده گيريد. بعد از تعيين كارهايي كه از آنها لذت مي‌بريد و آنها را خوب انجام مي‌دهيد، شما آماده هستيد كه فعاليت‌هاي غيرضروري در زندگي خود را دور بريزيد. تمام منابع موجود خود را پيدا كنيد و فعاليت‌هايي را كه بيش از توان خود مي‌دانيد تفويض كنيد. بعد از اينكه فهرست كارهاي روزانه را به ميزان قابل قبولي از مسئوليت‌ها كاهش داديد، زمان برنامه‌ريزي فرا مي‌رسد.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 8:58  توسط J a v a d  | 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم

گفتی: فَإِنِّي قَرِيبٌ...
من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶)

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 21:20  توسط J a v a d  | 

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست شب تار است و ره وادی ایمن در پیش هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد آن کس است اهل بشارت که اشارت داند هر سر موی مرا با تو هزاران کار است بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی حافظ   از   باد   خزان   در چمن   دهر   مرنج  
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست آتش طور کجا موعد دیدار کجاست در خرابات بگویید که هشیار کجاست نکته​ها هست بسی محرم اسرار کجاست ما کجاییم و ملامت گر بی​کار کجاست کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست فکر   معقول   بفرما   گل  بی خار کجاست  
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 23:4  توسط J a v a d  | 

چگونه وقت خود را مي‌گذرانيد؟

وقتي تصميم گرفتيد كه از استراتژي‌هاي مديريت زمان استفاده كنيد، از همان زمان بايد شروع كنيد. اولين قدم تحليل و بررسي روشي است كه در حال حاضر از وقت خود استفاده مي‌كنيد. اين كار نبايد از طريق حافظه انجام شود. ممكن است شما اكثريت زمانهاي بيكاري خود را به ياد نياوريد يا قادر نباشيد زمانهايي را كه صرف مكالمات طولاني مي‌كنيد دقيقاً بياد آوريد. براي ثبت نحوه گذراندن وقت مي‌توانيد از يك دفتر يادداشت، دفتر گزارش فعاليت يا يك دفتر برنامه‌ريزي با بخش‌هاي تفكيك شده به ساعت براي رديابي فعاليتها استفاده كنيد. نه تنها آنچه كه در طول روز انجام مي‌دهيد بلكه احساس خود (خسته، پرانرژي، عصباني، بي‌حال و ...) را ثبت كنيد. هر وقت كه فعاليت خود را تغيير مي‌دهيد، نوع فعاليت و زمان شروع آن را ثبت كنيد.

پس از ثبت فعاليت‌ها براي چندين روز، يادداشت‌ها آماده براي تحليل هستند. خيلي از فعاليت‌هاي ثبت شده در گزارش به صورت بارز ديده مي‌شوند چرا كه وقت زيادي صرف آنها شده است. ديگر حوزه مهم در يادداشت‌ها، فعاليت‌هاي غيرضروري است كه در طول روز انجام داده‌ايد. وقتي اين فعاليت‌ها به صورت جداگانه ديده شوند خيلي زمان‌بر نيستند اما وقتي دسته‌بندي شوند، زمان كل آنها ممكن است قابل ملاحظه باشد. تحليل فعاليتهايتان كه در گزارش ثبت شده‌اند در قدم بعدي، يعني اولويت‌بندي فعاليت‌ها، به شما كمك خواهد كرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 9:34  توسط J a v a d  | 

خيسانده

۱- خيسانده با آب سرد:

اصولاً روش خيساندن را اغلب براي گياهاني بكار مي‌برند كه مواد مؤثر آنها در اثر حرارت زود خراب يا تبخير مي‌شوند. براي انجام اين منظور بر روي مقدار مورد نظر از گياه خرد شده مقدار ۱/۴ ليتر آب سرد ريخته، درب ظرف را پوشانده و مي‌گذارند كه ۶ تا ۱۲ ساعت باقي بماند. هر چه ميزان اين زمان طولاني‌تر شود عصاره قوي‌تر خواهد بود.

۲-  خيسانده‌هاي الكلي:

اين روش اغلب براي گياهاني بكار مي‌رود كه مواد مؤثر آنها در آب حل نمي‌شوند. براي تهيه اين نوع دارو بر روي مقدار لازم از گياه خرد شده آن مقداري از الكل اتيليك ۶۰ درصد را مي‌ريزند كه تمام قسمتهاي گياهي پوشيده شود، سپس در ظرف را بسته و چند روزي نگاه مي‌دارند (براي تهيه عصاره‌هاي قوي‌تر از الكل خالص يا ۹۰ درصد استفاده مي‌شود).

توجه: تراي تهيه عصاره‌هايي به منظور خوراكي يا معالجه و ضد عفوني زخمها، غرغره‌ها و دهان شويي‌ها مي‌بايستي عصاره‌هاي تهيه شده پيوسته با آب رقيق گردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 9:20  توسط J a v a d  | 

چگونه وقت خود را مي‌گذرانيد؟

وقتي تصميم گرفتيد كه از استراتژي‌هاي مديريت زمان استفاده كنيد، از همان زمان بايد شروع كنيد. اولين قدم تحليل و بررسي روشي است كه در حال حاضر از وقت خود استفاده مي‌كنيد. اين كار نبايد از طريق حافظه انجام شود. ممكن است شما اكثريت زمانهاي بيكاري خود را به ياد نياوريد يا قادر نباشيد زمانهايي را كه صرف مكالمات طولاني مي‌كنيد دقيقاً بياد آوريد. براي ثبت نحوه گذراندن وقت مي‌توانيد از يك دفتر يادداشت، دفتر گزارش فعاليت يا يك دفتر برنامه‌ريزي با بخش‌هاي تفكيك شده به ساعت براي رديابي فعاليتها استفاده كنيد. نه تنها آنچه كه در طول روز انجام مي‌دهيد بلكه احساس خود (خسته، پرانرژي، عصباني، بي‌حال و ...) را ثبت كنيد. هر وقت كه فعاليت خود را تغيير مي‌دهيد، نوع فعاليت و زمان شروع آن را ثبت كنيد.

پس از ثبت فعاليت‌ها براي چندين روز، يادداشت‌ها آماده براي تحليل هستند. خيلي از فعاليت‌هاي ثبت شده در گزارش به صورت بارز ديده مي‌شوند چرا كه وقت زيادي صرف آنها شده است. ديگر حوزه مهم در يادداشت‌ها، فعاليت‌هاي غيرضروري است كه در طول روز انجام داده‌ايد. وقتي اين فعاليت‌ها به صورت جداگانه ديده شوند خيلي زمان‌بر نيستند اما وقتي دسته‌بندي شوند، زمان كل آنها ممكن است قابل ملاحظه باشد. تحليل فعاليتهايتان كه در گزارش ثبت شده‌اند در قدم بعدي، يعني اولويت‌بندي فعاليت‌ها، به شما كمك خواهد كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 8:52  توسط J a v a d  | 


در خرابات مغان گر گذر افتد بازم حلقه توبه گر امروز چو زهاد زنم ور چو پروانه دهد دست فراغ بالی صحبت حور نخواهم که بود عین قصور سر سودای تو در سینه بماندی پنهان مرغ سان از قفس خاک هوایی گشتم همچو چنگ ار به کناری ندهی کام دلم ماجرای دل خون گشته نگویم با کس گر به هر موی سری بر تن  حافظ  باشد  
حاصل خرقه و سجاده روان دربازم خازن میکده فردا نکند در بازم جز بدان عارض شمعی نبود پروازم با خیال تو اگر با دگری پردازم چشم تردامن اگر فاش نگردی رازم به هوایی که مگر صید کند شهبازم از لب خویش چو نی یک نفسی بنوازم زان که جز تیغ غمت نیست کسی دمسازم همچو    زلفت   همه   را  در  قدمت  اندازم
 
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 22:57  توسط J a v a d  | 

اصول عمومي مديريت زمان

 مديريت زمان مجموعه‌اي از مهارتهاست كه شما را در استفاده مؤثر از زمان كمك مي‌كنند. رهنمودهاي عمومي وجود دارند كه مي‌توانند براي مديريت زمان در حوزه‌هاي متفاوت مانند خانه، مدرسه و كار استفاده شوند. در اين بخش، برخي از اين رهنمودها را شرح مي‌دهيم. ابتدا دلايل استفاده نكردن مردم از مديريت زمان و مزاياي حاصل از مديريت زمان را مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

احتمالاً روشن‌ترين دليل عدم استفاده از مديريت زمان اين است كه مردم نمي‌دانند مديريت زمان چيست. دليل دوم سستي و تنبلي است؛ بعضي از مردم فاقد هدف و انگيزش لازم براي برنامه‌ريزي مؤثر هستند. گروه سومي كه از مديريت زمان استفاده نمي‌كنند آنهايي هستند كه دوست دارند تحت فشار و تنگي وقت (دقيقه نود) و شرايط بحران كار كنند.

ممكن است در شرايطي استفاده نكردن از مديريت زمان توجيه‌پذير باشد اما مزاياي استفاده موفق از مديريت زمان هر گونه دليل يا توجيه را رد مي كند. مديريت زمان كمك مي‌كند كه تعيين كنيد كدام يك از كارهايي كه انجام مي‌دهيد مهمترين هستند. اين عمل به شما اين امكان را مي‌دهد به برخي فعاليتها اولويت زيادي دهيد و برخي از فعاليت‌ها را حذف كنيد. هم‌چنين مديريت زمان به شما كمك مي‌كند كه از طريق حذف مزاحمت‌ها و فعاليت‌هاي غيرضروري، مدت زماني كه واقعاً كار مي‌كنيد را افزايش دهيد. يكي از وجوه رضايت بخش مديريت زمان كاهش استرس در زندگي است. كاهش سطح استرس موجب بهبود سلامت روحي و جسمي مي‌شود.
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 22:39  توسط J a v a d  | 

اين رويكرد  همواره با بشر همراه بوده ‌است. اين احساس را براي او به وجود آورده ‌است كه از زمان عقب مي‌ماند و نمي‌تواند از آن به صورت مؤثر بهره گيرد. تاريخ به ما مي‌گويد كه مديريت ضعيف زمان يك مسئله قديمي است، مسئله‌اي است كه فناوري آن را به وجود نياورده ‌است و آن را نمي‌تواند حل كند. در شرايطي كه ابزار بيشتري براي مديريت زمان در اختيار داريم و فرايند‌هاي اداري، كمتر درپيچ و تاب تشريفات اداري و كاغذ بازي گم مي‌شوند، مديريت ضعيف زمان را كمتر مي‌توان مخفي كرد. مديريت زمان موضوعي است كه همه ما، چه در زندگي شخصي و چه در زندگي حرفه‌اي، نياز داريم با آن روبرو شويم تا در زندگي موفق شويم.

در ادامه در مورد وجوه مختلف مديريت زمان صحبت مي‌كنيم. ابتدا نگاهي به اصول عمومي مديريت زمان خواهيم داشت. توجه به اين اصول كمك مي‌كند كه درك بهتري از مفهوم مديريت زمان داشته باشيم و پيشنهادهايي ارائه مي‌كند كه مي‌توانيد آنها را در حوزه‌هاي مديريت زمان در زندگي خود به كار بريد. پس از ارائه رهنمودهاي عمومي، به حوزه‌هاي مديريت زمان به صورت دقيق‌تر خواهيم پرداخت. ابتدا راجع به مديريت زمان در زندگي شخصي مي‌پردازيم و سپس مديريت زمان را در حوزه كسب و كار مدنظر قرار مي‌دهيم.

 

منبع:انجمن علمی دانشجویان ایران

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 7:27  توسط J a v a d  | 

ای     دل   شکایت​ها   مکن  تا   نشنود   دلدار   من
ای  دل  نمی​ترسی   مگر     از    یار    بی​زنهار   من
ای  دل  مرو  در  خون  من  در اشک چون جیحون من
نشنیده​ای   شب   تا  سحر  آن   ناله​های   زار   من
یادت   نمی​آید  که    او   می کرد   روزی   گفت   گو
می گفت    بس   دیگر    مکن    اندیشه   گلزار  من
اندازه   خود    را   بدان   نامی   مبر   زین    گلستان
این  بس  نباشد  خود  تو  را  کآگه  شوی  از  خار من
گفتم  امانم  ده  به  جان  خواهم که باشی این زمان
تو   سرده   و   من  سرگران  ای  ساقی  خمار  من
خندید    و  می گفت  ای  پسر  آری  ولیک از حد مبر
وانگه چنین می کرد سر کای مست و ای هشیار من
چون    لطف   دیدم   رای   او   افتادم   اندر   پای  او
گفتم   نباشم   در   جهان   گر  تو  نباشی  یار   من
گفتا   مباش   اندر   جهان   تا  روی  من  بینی  عیان
خواهی چنین گم شو چنان  در   نفی خود دان کار من
گفتم   منم    در  دام  تو  چون  گم  شوم  بی​جام  تو
بفروش  یک   جامم   به   جان  وانگه  ببین   بازار   من
+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 22:58  توسط J a v a d  | 

پیرزن با تقوایی در خواب خدا را دید و به او گفت:« خدایا، من خیلی تنها هستم، آیا مهمان خانه من می شوی؟» خدا قبول کرد و به او گفت که فردا به دیدنش خواهد آمد.

پیرزن از خواب بیدار شد، با عجله شروع به جارو کردن خانه کرد. رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی را که بلد بود، پخت. سپس نشست و منتظر ماند.

چند دقیقه بعد در خانه به صدا در آمد. پیرزن با عجله به طرف در رفت و آن را باز کرد. پشت در پیرمرد فقیری بود. پیرمرد از او خواست تا غذایی به او بدهد. پیرزن با عصبانیت سر فقیر داد زد و در را بست.

نیم ساعت بعد باز در خانه به صدا درآمد. پیرزن دوباره در را باز کرد. این بار کودکی که از سرما می لرزید از او خواست تا از سرما پناهش دهد. پیرزن با ناراحتی در را بست و غرغرکنان به خانه برگشت.

نزدیک غروب بار دیگر در خانه به صدا درآمد. این بار پیرزن مطمئن بود که خدا آمده، پس با عجله به سوی در دوید. در را باز کرد ولی این بار نیز زن فقیری پشت در بود. زن از او کمی پول خواست تا برای کودکان گرسنه اش غذایی بخرد. پیرزن که خیلی عصبانی شده بود، با داد و فریاد، زن فقیر را دور کرد.

شب شد ولی خدا نیامد. پیرزن ناامید شد و رفت که بخوابد و در خواب بار دیگر خدا را دید.

پیرزن با ناراحتی به خـدا گفت:« خدایـا، مگر تو قول نداده بودی که امـروز به دیـدنم مـی آیی؟»

خدا جواب داد:« بله، ولی من سه بار به خانه ات آمدم و تو هر سه باردر را به رویم بستی!»

منبع:یکی از دوستان

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 4:6  توسط J a v a d  | 

ساقی   به     نور   باده    بر افروز   جام    ما

مطرب  بگو    که   کار   جهان  شد به کام  ما

ما    در   پیاله    عکس    رخ    یار    دیده ایم

ای   بی خبر   ز   لذت    شرب   مدام       ما

هرگز   نمیرد  آن که دلش زنده شد به  عشق

ثبت    است   بر   جریده    عالم    دوام    ما

چندان  بود    کرشمه   و   ناز   سهی   قدان

کاید    به    جلوه    سرو   صنوبر    خرام   ما

ای     باد    اگر   به   گلشن   احباب   بگذری

زنهار     عرضه    ده    بر    جانان    پیام   ما

گو     نام    ما    ز    یاد   نیاری   ز   نام   ما

مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است

زان   رو    سپرده اند   به   مستی    زمام  ما

ترسم  که   صرفه ای     نبرد   روز   بازخواست

نان    حلال    شیخ    ز    آب      حرام      ما

حافظ  ز  دیده   دانه   اشکی   همی    فشان

باشد    که   مرغ   وصل    کند   قصد  دام   ما

دریای    اخضر      فلک     و     کشتی    هلال

هستند     غرق     نعمت   حاجی   قوام    ما

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 3:54  توسط J a v a d  | 

Three things in life that, once gone, never come back
Time
Words
Opportunity

سه چیز در زندگی که بگذرد و هرگز بر نمیگردد:
زمان
واژه ها
فرصت

سه چیز در زندگی که ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 8:29  توسط J a v a d  | 

کـنون که می‌دمد از بوستان نسیم بهشت
مـن و شراب فرح بخش  و   یار حورسرشت


گدا   چرا    نزند    لاف   سـلـطـنـت   امروز
که خیمه سایه ابر است و بزمگه لب کشت


چمـن     حـکایت     اردیبهـشـت    می‌گوید
نه عاقل است که  نسیه  خرید و نقد بهشت


بـه می عمارت  دل  کن  که  این جهان خراب
بر آن سر است  که از خاک ما بسازد  خشت


وفا   مـجوی   ز   دشمـن   کـه   پرتوی  ندهد
چو   شمع   صومعه  افروزی  از  چراغ  کنشـت


مکـن  به  نامه  سیاهی  ملامت   من   مست
که آگه است  که تقدیر  بر  سرش  چه  نوشت


قدم     دریغ      مدار     از     جـنازه     حافـظ
که گر چه غرق  گناه  است  می‌رود  به  بهشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 23:40  توسط J a v a d  | 

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الاهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!
چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!
چقدر خنده داره که .....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 16:17  توسط J a v a d  | 

جوشانده

اصولاً بايد توجه داشت كه روش جوشاندن، اغلب براي داروهائي بكار برده مي‌شود كه از ريشه، ريزم، پوست، رزين يا دانه‌ها تهيه مي‌گردند و يا هنگامي آنرا بكار مي‌برند که .....

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 15:50  توسط J a v a d  | 

آن گاه که تقدیر واقع نگردید،از تدبیر کاری ساخته نیست. خواستن اگر با تمامی وجود و با بسیج تمامی اندام و نیروهای روح و با قدرتی که در آن صمیمیت هست تجلی کند، اگر همه هستی مان را یک خواهش کنیم، یک خواهش مطلق شویم و اگر با هجوم و حمله های صادقانه و سرشار از یقین و ایمان بخواهیم ، قطعا پاسخ خواهیم گرفت.

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 7:33  توسط J a v a d  | 

لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
وز  پی  دیدن  او  دادن  جان  کار مـن اسـت
*

*

*


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 0:17  توسط J a v a d  | 

 ظهر یک روز سرد زمستانی، وقتی امیلی به خانه برگشت، پشت در پاکت نامه ای را دید که نه تمبری داشت و نه مهر اداره پست روی آن بود. فقط نام و آدرسش روی پاکت نوشته شده بود. او با تعجب پاکت را باز کرد و نامه ی داخل آن را خواند:

« امیلی عزیز،

عصر امروز به خانه تو می آیم تا تو را ملاقات کنم.

با عشق، خدا»

امیلی همان طور که با دست های لرزان نامه را روی میز می گذاشت، با خود فکـر کرد که چـرا خـدا مـی خواهد او را ملاقات کند؟ او که آدم مهمی نبود. در همین فکرها بود که ناگهان کابینت خالی آشپزخانه را به یاد آورد و با خود گفت:« من، که چیزی برای پذیرایی ندارم!» پس نگاهی به کیف پولش انداخت. او فقط 5 دلار و 40 سنت داشت. با این حال به سمت فروشگاه رفت و یک قرص نان فرانسوی و دو بطری شیر خرید. وقتی از فروشگاه بیرون آمد، برف به شدت در حال بارش بود و او عجله داشت تا زود به خانه برسد و عصرانه را حاضر کند. در راه برگشت، زن و مـرد فقیـری را دیـد که از سـرمـا مـی لرزیدند. مرد فقیر به امیلی گفت:« خانم، ما خانه و پولی نداریم. بسیار سردمان است و گرسنه هستیم. آیا امکان دارد به ما کمکی کنید؟»

امیلی جواب داد:« متاسفم، من دیگر پولی ندارم و این نان ها را هم برای مهمانم خریده ام.»

مرد گفت:« بسیار خوب خانم، متشکرم» و بعد دستش را روی شانه همسرش گذاشت و به حرکت ادامه دادند.

همان طور که مرد و زن فقیر در حال دور شدن بودند، امیلی درد شدیدی را در قلبش احساس کرد. به سرعت دنبال آنها دوید: « آقا، خانم، خواهش می کنم صبر کنید.» وقتی امیلی به زن و مرد فقیر رسید، سبد غذا را به آنها داد و بعد کتش را درآورد و روی شانه های زن انداخت.

مرد از او تشکر کرد و برایش دعا کرد. وقتی امیلی به خانه رسید، یک لحظـه ناراحت شـد چون خـدا می خواست به ملاقاتش بیاید و او دیگر چیزی برای پذیرایی از خدا نداشت. همـان طور که در را بـاز می کرد، پاکت نامه دیگری را روی زمین دید. نامه را برداشت و باز کرد:

« امیلی عزیز،

از پذیرایی خوب و کت زیبایت متشکرم،

با عشق، خدا»

منبع :یکی از دوستان

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 9:58  توسط J a v a d  |