تبليغاتX
بانک اطلاعات من
For the best life
مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگين شده و شنوائيش کم شده است. به نظرش رسيد که همسرش بايد سمعک بگذارد ولى نميدانست اين موضوع را چگونه با او در ميان بگذارد. بدين خاطر، نزد دکتر خانوادگىشان رفت و مشکل را با او در ميان گذاشت. دکتر گفت براى اين که بتوانى دقيقتر به من بگويى که ميزان ناشنوايى همسرت چقدر است آزمايش سادهاى وجود دارد. اين کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: «ابتدا در فاصله ٤ مترى او بايست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگو. اگر نشنيد همين کار را در فاصله ٣ مترى تکرار کن. بعد در ٢ مترى و به همين ترتيب تا بالاخره جواب دهد.» آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهيه شام بود و خود او در اتاق تلويزيون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود ٤ متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صداى معمولى از همسرش پرسيد: عزيزم شام چى داريم؟ جوابى نشنيد. بعد بلند شد و يک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسيد: عزيزم شام چى داريم؟ باز هم پاسخى نيامد. باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقريباً ٢ متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: عزيزم شام چى داريم؟ باز هم جوابى نشنيد. باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسيد. سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابى نيامد. اين بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزيزم شام چى داريم؟ زنش گفت: مگه کرى؟ براى پنجمين بار میگم: خوراک مرغ!

نتيجه اخلاقى مشکل ممکن است آنطور که ما هميشه فکر میکنيم در ديگران نباشد و شاید در خود ما باشد!
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 8:47  توسط J a v a d  | 

اساساً طرح کسب و کار نوشته می‌شود تا بتواند در وهله اول راهنمای سازمان در فعالیت خود برای رسیدن به اهدافش باشد. علاوه بر این، کاربرد مهم و اصلی طرح کسب و کار هنگامی است که سازمان نیاز دارد فرد یا سازمانی برای انجام کاری قانع نماید. اگرچه معمولاً طرح کسب و کار برای تأمین سرمایه استفاده می‌شود ولی در مواقع دیگر نظیر فروش کسب و کار و ادغام دو شرکت (Merger & Aquisition) و قرارداد مشارکت در پروژه‌ها (Joint Venture) نیز به کار می‌رود.

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 6:45  توسط J a v a d  | 

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.
همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.
بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا! 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 11:1  توسط J a v a d  | 

كليات گياه شناسي

جو دوسر از قديم الايام توسط مردم ژرمن و اسلاو كشت ميشده است . گياهي است يكساله كه ارتفاع آن تا يك متر مي رسد ميوه آن خوشه اي و دراز و داراي غلافي دو سر مي باشد .

جو دو سر دو نوع مي باشد كه بنام بهاره و پايئزه ناميده مي شود اين گياه علوفه خوبي براي حيوانات مخصوصا اسب است .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8:26  توسط J a v a d  | 

اولین و شاید مهم‌ترین دلیل نوشتن طرح کسب و کار، بررسی امکان‌پذیری و توجیه‌پذیری انجام یک کسب و کار است. پیش از هر کس دیگری این خود کارآفرین است که باید نسبت به سودآور بودن فرصت تجاری پیش رو اطمینان حاصل نماید. بیشتر کارآفرینان تصوری مبهم و کلی نسبت به خوب بودن یک فرصت دارند و به واسطه‌ی تعدد متغیرهایی که در فضای کسب و کار وجود دارد، ممکن است از برخی پارامترها غفلت نمایند، یا آن‌که توجه بیش از اندازه بر بعضی جنبه‌ها باعث کم اهمیت دیدن سایر قسمت‌ها شود. مکتوب کردن اطلاعات کسب و کار در یک چهارچوب از پیش‌تعیین‌شده امکان تحلیل جامع‌تر را برای کارآفرین پدید می‌آورد.

نوشتن طرح کسب و کار علاوه بر این‌که به تحلیل شرایط کمک می‌کند، در تصمیم‌گیری در خصوص نحوه‌ی اجرا نیز می‌تواند بسیار مؤثر باشد. با توجه به این‌که طرح کسب و کار یک برنامه‌ی اجرایی است، نوشتن درباره‌ی زوایای مختلف کسب و کار باعث می‌شود که مشکلات بالقوه‌ی اجرا و ناسازگاری‌های موجود مابین بخش‌ها شناسایی شده و راهکارهای لازم برای آنها اندیشیده شود.

طرح کسب و کار یک سند رسمی است به این معنا که امکان ارائه‌ی آن به ذینفعان درون و برون‌سازمانی وجود دارد. مکتوب کردن ایده به این شکل امکان انتقال آن به دیگران و متقاعد کردن آن‌ها نسبت به ضرورت یا بازدهی مناسب کسب و کار را فراهم می‌آورد. تا هنگامی که یک ایده به شکل مناسبی مستند نشده باشد، امکان بررسی، تحلیل، نقد و در نهایت پذیرش یا رد آن وجود ندارد.

 منبع : وب سایت طرح کسب و کار

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 6:33  توسط J a v a d  | 

در بیرون خبری نیست, هر که به بیرون چشم بدوزد در انتظار خواهد مرد. به خود باز گرد, در آنجا همه چیز خواهی یافت, زیرا همه چیز آنجاست. بیرون ظلمات است و از این چشمه ها چیزی جز رنج نمی جوشد.

" دکتر شریعتی "
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 9:59  توسط J a v a d  | 


www.ephoto.blog.com                                                                            by : J a v a d
22 مارس 2007
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 19:2  توسط J a v a d  | 

طرح کسب و کار عبارتی است که به عنوان معادل عبارت انگلیسی Business Plan انتخاب شده است. سایر معادل‌هایی که معمولاً مورد استفاده قرار می‌گیرند عبارتند از: برنامه‌ی تجاری، طرح تجاری، و برنامه‌ی کسب و کار. این عبارت به نسبت جدید است و همزمان با ورود مباحث مرتبط با کارآفرینی در کشور مطرح گردید. هرچند در کشور ما طرح کسب و کار، راه‌اندازی کسب و کار جدید را به ذهن متبادر می‌سازد؛ لزوماً این گونه نیست و طرح کسب و کار در مورد شرکت‌های در حال فعالیت و حتی سازمان‌های غیرانتفاعی و دولتی کاربرد دارد. برای آن‌که مشخص شود طرح کسب و کار چیست و چه هدفی را دنبال می‌کند تعاریف مختلفی که برای آن ارائه شده است را در ذیل ارائه می‌دهیم 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 6:43  توسط J a v a d  | 

در دنیا جای کافی برای همه هست

پس بجای اینکه جای کسی را بگیری

سعی کن جای خودت را پیدا کنی

"چارلی چاپلین"

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 7:6  توسط J a v a d  | 


ديگر فوايد

  چاي سبز قادر است از بروز سرطان جلوگيري كند. ميزان شيوع سرطان‌هايي چون؛ كولون، ‌پوست، پانكراس و معده در بين افرادي كه چاي سبز مي‌نوشند، بسيار كمتر است. در ژاپن با وجود بالاترين آمار در استعمال سيگار كمترين مقدار سرطان ريه در آنها مشاهده شده است. چاي سبز همچنين قادر است كبد را سم‌زدايي كرده و از تجمع چربي در كبد جلوگيري كن. در نهايت اينكه چاي سبز منجر به ايجاد آرامش روح و روان شما مي‌شود و در نتيجه مصرف عصرانه آن براي رفع خستگي توصيه مي‌شود.
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 8:35  توسط J a v a d  | 

"جان بلاکارد" از روي نيمکت برخاست، لباس ارتشي خود را مرتب کرد و به تماشاي انبوه جمعيت که راه خود را از ميان ايستگاه بزرگ مرکزي پيش مي گرفتند مشغول شد. او به دنبال دختري مي گشت که چهره او را هرگز نديده بود اما قلبش را مي شناخت، دختري با يک گل سرخ ! از سيزده ماه پيش بود كه دلبستگي اش به او آغاز شده بود.

 

 از يک کتابخانه مرکزي فلوريدا با برداشتن کتابي از قفسه ناگهان خود را شيفته و محسور يافت اما نه شيفته کلمات کتاب بلکه شيفته يادداشتهايي با مداد که در حاشيه صفحات آن به چشم مي خورد، دست خطي لطيف از ذهني هوشيار و درون بين و باطني ژرف داشت. در صفحه اول "جان" توانست نام صاحب کتاب را بيابد "دوشيزه هاليس مي نل" با اندکي جست و جو و صرف وقت او توانست نشاني دوشيزه هاليس را پيدا کند.

 

"جان" براي او نامه اي نوشت و ضمن معرفي خود از او در خواست کرد که به نامه نگاري به او بپردازد. روز بعد "جان" سوار بر کشتي شد تا براي خدمت در جنگ جهاني دوم عازم شود.

 

در طول يک سال و يک ماه پس از آن دو طرف به تدريج با مکاتبه و نامه نگاري به شناخت يکديگر پرداختند، هر نامه همچون دانه اي بود که برخاک قلبي حاصلخيز فرو مي افتاد و به تدريج عشق بود كه شروع به جوانه زدن مي کرد.

 

"جان" درخواست عکس کرد، ولي با مخالفت "ميس هاليس" روبه رو شد، به نظر "هاليس" اگر "جان" قلبا به او توجه داشت ديگر شکل ظاهري اش نمي توانست براي او چندان با اهميت باشد. وقتي سرانجام روز بازگشت "جان" فرا رسيد آنها قرار نخستين ملاقات خود را گذاشتند : 7 بعد از ظهر در ايستگاه مرکزي نيويورک، "هاليس" نوشته بود "تو مرا خواهي شناخت" از روي گل رز سرخي که روي کلاهم خواهم گذاشت. بنابراين راس ساعت 7 بعد از ظهر "جان" دنبال دختري مي گشت که قلبش را خيلي دوست مي داشت اما چهره اش را هرگز نديده بود. ادامه ماجرا را از زبان "جان" بشنويد:

 

زن جواني داشت به سمت من مي آمد، بلند قامت و خوش اندام، موهاي طلائي اش در حلقه هاي زيبا کنار گوشهاي ظريفش جمع شده بود، چشمان آبي به رنگ آبي گل ها بود و در لباس سبز روشنش به بهاري مي ماند که جان گرفته باشد. من بي اراده به سمت او گام برداشتم، کاملا بدون توجه به اين که او نشان گل سرخ را بر روي کلاهش ندارد اندکي به او نزديک شدم، لبهايش با لبخند پرشوري از هم گشوده شد اما به آهستگي گفت: "ممکن است اجازه بدهيد من عبور کنم؟"

 

بي اختيار يک گام به او نزديک تر شدم و در اين حال ميس هاليس را ديدم تقريبا پشت سر آن دختر ايستاده بود. زني حدود 40 ساله با موهاي خاکستري رنگ که در زير کلاهش جمع شده بود، اندکي چاق بود، مچ پاي نسبتا کلفتش توي کفش هاي بدون پاشنه جا گرفته بودند. دختر سبز پوش از من دور شد و من احساس کردم که ب رسر دوراهي قرار گرفته ام ! از طرفي شوق تمناي عجيبي مرا به سمت دختر سبز پوش فرا مي خواند و از سويي علاقه اي عميق به زني که روحش مرا به معني واقعي کلمه مسحور کرده بود به ماندن دعوت مي کرد.

 

او آنجا ايستاده بود و با صورت رنگ پريده و چروکيده اش که بسيار آرام و موقر به نظر مي رسيد همراه با چشماني خاکستري و گرم که از مهرباني مي درخشيد. ديگر به خود ترديد راه ندادم ! کتاب جلد چرمي آبي رنگي در دست داشتم که در واقع نشان معرفي من به حساب مي آمد، از همان لحظه دانستم که ديگر عشقي در کار نخواهد بود اما چيزي به دست آورده بودم که حتي ارزشش از عشق بيشتر بود، دوستي گرانبها که مي توانستم هميشه به او افتخار کنم به نشانه احترام و سلام خم شدم و کتاب را براي معرفي خود به سوي او دراز کردم با اين وجود وقتي شروع به صحبت کردم از تلخي ناشي از تاثري که بر کلامم بود متحير شدم ! من "جان بلاکارد" هستم و شما هم بايد دوشيزه "مي نل" باشيد، از ملاقات با شما بسيار خوشحالم، ممکن است دعوت مرا به شام بپذيريد؟

 

چهره آن زن با تبسمي شکيبا از هم گشوده شد و به آرامي گفت: "فرزندم من اصلا متوجه نمي شوم! ولي آن خانوم جوان که لباس سبز به تن داشت و هم اکنون از کنار ما گذشت از من خواست که اين گل سرخ را روي کلاهم بگذارم و گفت اگر شما مرا به شام دعوت کرديد بايد به شما بگويم که او در رستورن بزرگ آن طرف خيابان منتظر شماست!

 

او گفت که اين فقط يک امتحان است! گر چه تحسين هوش و ذکاوت "ميس مي نل" زياد سخت نيست .

 

طبيعت حقيقي يک قلب تنها زماني مشخص مي شود ... که به چيزي با ظاهر بدون جذابيت پاسخ مثبت بدهيد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 8:0  توسط J a v a d  | 

یکی از مسایل مهمی که فروشنده را به موفقیت می‌رساند، این است که بتواند فروش را در ذهن مشتری خاطره‌‌انگیز و به یاد ماندنی کند. براین اساس، چگونگی نوع برخورد و صحبت با مشتریان و فنون شروع و خاتمه مذاکره، بسیار مهم و تاثیرگذار خواهد بود. در ادامه پنج نکته  کلیدی برای پایدارتر کردن تاثیر صحبت‌هایتان در ذهن مشتری ذکر می‌شود که به کارگیری آن برای انجام یک «فروش به یادماندنی» ضروری است.

قانون شروع تاثیرگذار: «اولین برخورد، موثرترین برخورد است» را همیشه در ذهن داشته باشید. برای تاثیرگذار بودن شروع، نیازی به صحبت کردن با صدای بلند یا حرکت‌های تند نیست بلکه باید طوری صحبت را آغاز کرد که شور، اشتیاق و علاقه را به خریدار منتقل کند. وقتی ما به عنوان فروشنده، واقعا مشتاقانه و با علاقه‌مندی در مورد کالا یا محصولاتمان صحبت می‌کنیم، این اشتیاق به خریدار منتقل می‌شود.در فروش‌هایی که فقط یک ملاقات لازم است، باید بتوانیم مخاطب را به سرعت و بلافاصله وارد گفت‌وگوی فروش کنیم. هر چند پرسیدن نام مشتری و تکرار آن در طول ملاقات برای ایجاد فضایی دوستانه مفید است، اما باید سعی کنیم اولین جملات ما متمایز از دیگر فروشندگان باشد. در جلسات فروش با مشتریانی که قبلا با آن‌ها آشنا شده‌اید و نام و عادت‌های خرید آن‌ها را می‌دانید، مشتری را به اسم خطاب کنید. ضمن این که در جست‌وجوی راه‌های جدید و خلاقانه‌تری برای احوالپرسی و شروع صحبت باشید و از صحبت‌های دیگران الگوبرداری نکنید.

 

 تکرار عالمانه : فروشندگان حرفه‌ای سعی می‌کنند با شناسایی نیازهای مشتری و تکمیل تصویر ذهنی او، نکاتی را که برای او بهتر است و به آن‌ها نیاز دارد، بیش‌تر تکرار کنند.فراموش نکنیم که برای تاثیرگذاری قوی روی حافظهء مشتری باید نیازهای اطلاعاتی او را با جملات مناسب تامین کنیم و با تکرار پی در پی جملات رضایت او را جلب کنیم تا خریدار به نقطه تصمیم‌گیری برای خرید برسد. پس باید به صحبت‌های مشتری به دقت گوش دهیم و سعی کنیم دلیل واقعی مراجعه او را دریابیم. پرسیدن سوالات مکمل برای تشخیص نیاز واقعی مشتری ضروری است، زیرا ممکن است مشتری نتواند به طور واضح خواسته  خود را بیان کند.

 

تاکید عاقلانه: اگر بتوانیم ویژگی‌های اصلی و مزایای محصولمان را به شیوه‌ای نامتعارف یا سرگرم‌کننده به مشتری معرفی کنیم، تاثیرگذاری قوی‌تری خواهد داشت و مدت‌های زیادی مغز و ذهن مشتری را درگیر خواهد کرد. گاهی وقت‌ها روش‌ها به قدری مبتکرانه و جالبند که خریدار تا سال‌ها بعد هم آن‌ها را فراموش نمی‌کند. در واقع محصول ما هر قدر هم که معمولی باشد، با کمی اندیشیدن و خلاقیت می‌توانیم آن را به نحوی به مشتری معرفی کنیم که اشتیاق او را برای خرید تحریک کنیم.

 

مشارکت صمیمانه: به طور معمول، فروشندگان به نمایش کالاها و خدمات به مشتری بسنده می‌کنند و تمایل به امتحان محصول توسط مشتری ندارند و یا بارها دیده شده که فروشندگان ابتدا با بیان پرسش‌هایی از خرید مشتری اطمینان حاصل می‌کنند و بعد محصول را جهت امتحان در اختیار مشتری قرار می‌دهند. در حالی که موثرترین روش این است که تلاش کنیم تا مشتری کالا را حتما امتحان کند و به نوعی خدمات ما را تجربه کند

 

 منبع : وبلاگ مدیریت موفق

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 9:52  توسط J a v a d  | 

راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.
دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر.

و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی.

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت.

بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند! پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند.

پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند!

" عرفان نظر آهاری "
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 10:56  توسط J a v a d  | 


www.ephoto.blog.com                                                                            by : J a v a d
18 نوامبر 2006

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 7:34  توسط J a v a d  | 

 

 چاي سبز منجر به رقيق شدن خون شده و از لخته شدن خون جلوگيري مي‌كند. با مصرف گوشت و روغن‌هاي غير اشباع گياهي مثل روغن ذرت و سويا،‌تركيباتي در بدن ايجاد مي‌شود كه منجر به ايجاد پلاك‌هاي خوني مي‌شود. در حالي كه با مصرف چاي سبز مي‌توان از ايجاد لخته‌هاي خوني جلوگيري كرد.

نكته ديگر اين است كه معمولا بعد از حمله قلبي،‌ پروتئين‌هايي در بدن توليد مي‌شود كه منجر به مرگ سلولي مي‌شوند. در حالي كه كاتچين موجود در چاي سبز فعاليت اين پروتئين را بلوكه و متوقف كرده و به اين وسيله سكته‌هاي مغزي و قلبي را به حداقل رسانده و سرعت بهبود را افزايش مي‌دهد.

كاهنده فشارخون

 مصرف نيم تا 5/2 فنجان چاي سبز در روز احتمال بروز پرفشاري خون را تا 64 درصد كاهش مي‌دهد. در حالي‌كه مصرف بيش از 5/2 فنجان در روز،‌از بروز اين بيماري تا 56 درصد مي‌كاهد. بنابراين روزانه مصرف‌4 فنجان چاي سبز توصيه مي‌شود.

 

جلوگيري از ديابت

 معمولا با افزايش سن، قندخون هم كم‌كم بالا مي‌رود،‌خصوصا اگر به رژيم غذايي خود توجه كافي نداشته باشيم، وزن به مرور زمان بالا رفته و به دنبال آن احتمال بروز ديابت نوع 2 هم افزايش مي‌يابد. مصرف روزانه 5 فنجان چاي سبز مي‌تواند از بروز ديابت جلوگيري كند. چاي سبز قادر است از عوارض ناشي از ديابت همچون آب مرواريد و بيماري‌هاي كليوي هم به طرز معجزه‌آسايي جلوگيري كند. اما چاي سبز چطور قادر به كاهش قندخون است؟ به نظر مي‌رسد، ‌اصلي‌ترين مكانيسم، ‌مهار كردن فعاليت آنزيم آميلاز بزاق و روده (آنزيم مسئول هضم نشاسته) است. با مهار شدن فعاليت اين آنزيم،‌نشاسته با سرعت بسيار آهسته‌اي مي‌شكند و در نتيجه قندخون با سرعت كمي بالا مي‌رود. مصرف چاي به همراه يك وعده غذايي سرشار از كربوهيدارت منجر به كاهش سرعت رها شدن گلوكز و كاهش جذب آن مي‌شود و به اين وسيله از ترشح انسولين جلوگيري مي‌كند.

همچنين چاي سبز قادر است جذب روده‌اي گلوكز و چربي را كاهش دهد و به اين وسيله منجر به كاهش وزن در فرد مي‌شود. وزن افرادي كه چاي سبز مصرف مي‌كنند 01 تا 81 درصد كمتر از افرادي است كه چاي سبز مصرف نمي‌كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 8:24  توسط J a v a d  | 

داد و ستد در کل به معنای دریافت چیزی در قبال دادن چیز دیگری است. اگر این کار به درستی انجام شود، هر دو طرف معامله راضی خواهند بود. اما اگر نادرست انجام شود، حال هر دو طرف معامله گرفته خواهد شد.
در اینجا برای شما چند راهکار در معامله را ذکر می کنیم. به این نکته ها خوب دقت کنید و آن ها را در مغزتان حک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 13:42  توسط J a v a d  | 

يک افسانه صحرايی، از مردی ميگويد که می خواست به واحه ديگری مهاجرت کند و شروع کرد به بار کردن شترش. فرش هايش، لوازم پخت و پز، صندوق های لباسش را بار کرد. و حيوان همه را پذيرفت.
وقتی می خواستند به راه بيفتند، مرد پر آبی زيبايی را به ياد آورد، که پدرش به او داده بود. پر را برداشت و بر پشت شتر گذاشت.
اما بااين کار، جانور زير بار تاب نياورد و جان سپرد. حتما مرد فکر کرده است" :شتر من حتی نتوانست وزن يک پر را تحمل کند" !


گاهی ما هم در مورد ديگران همين طور فکر می کنيم
.
متوجه نمی شويم که شوخی کوچک ما شايد همان قطره ای بوده است، که جامی پر از درد و رنج را لبريز کرده...

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 8:14  توسط J a v a d  | 

انسان هوشمند جست و جوي خود را از درون خويش آغاز مي كند و اين نخستين اكتشاف اوست، زيرا وقتي كه نداني در درونت چيست چگونه مي تواني دور دنيا را جست و جو كني؟‌ درونت دنيايي بسيار پهناور است. و كساني كه به درون خود نظري انداخته اند، بي درنگ آن دنياي پهناور را يافته اند- نه با پيشرفت تدريجي، بلكه با بصيرت ناگهاني

" اشو "
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 7:46  توسط J a v a d  | 

چكيده

 طبق تحقيقات به عمل آمده، با رقابتي تر شدن كسب و كارها، اهميت ارتباط موثر با مشتريان نيز بيشتر مي شود در اين فضا از بين شيوه هاي مختلف ارتباط با مشتري نظير تبليغات، روابط عمومي، فروش شخصي، پيشبرد فروش و بازاريابي مستقيم، شيوه هاي ارتباط دوطرفه نظير فروش شخصي و بازاريابي مستقيم موثرتر خواهند بود، و علت آن هم تعامل دوطرفه اي است كه بين بنگاه اقتصادي و مشتريان صورت مي گيرد. در اين ارتباط، علاوه بر اينكه بنگاه اقتصادي در شناساندن خويش به مشتري تلاش مي كند تا بتواند تقاضاي او را به سمت بنگاه سوق دهد، فرصتي فراهم مي شود تا صداي مشتري را نيز بشنود كه نتايج آن براي رقبا و گسترش كسب و كار حائزاهميت است به طوري كه بنگاه مي تواند مشتري را بشناسد و نياز او را بداند و در راستاي كسب رضايت مشتري با نگرش برد دوجانبه حركت كند. يكي از راههاي بازاريابي مستقيم، بــازاريابي تلفني است كه بهره گيري صحيح از تلفن علاوه بر نكات پيش گفته در راستاي مديريت زمان نيز به بازاريابان در دنياي شلوغ و پيچيده امروزي كمك مي كند. در اين مقاله به بازاريابي تلفني و مهارتهاي لازم براي نيل به موفقيت درمذاكرات تلفني پرداخته شده است

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 16:47  توسط J a v a d  | 


www.ephoto.blog.com                                                                            by : J a v a d
11 می 2007
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 7:35  توسط J a v a d  | 

عیب کار اینجاست که من" آنچه هستم " را با " آنچه باید باشم " اشتباه می کنم ،
خیال میکنم آنچه باید باشم
هستم،در حالیکه آنچه هستم نباید باشم

به خاطر داشته باشیم که :
عمر کوتاه است رسیدن به خواسته هایمان را طولانی نکنیم.

راه ما هموار است آن را پیچیده نکنیم .

نگهداشتن دوستان خوب ، گرانبها است به سادگی از دست ندهیم .

سخن گفتن سهل است گوش کردن را تمرین کنیم.
طبیعت پر از لطف است نامهربانی نکنیم.

زندگی آسان است آن را مشکل نکنیم .

دنیا پر از زیبائی است چشمانمان را به سادگی نبندیم .

ذهن ما پر از جواب است سوالاتمان را بپرسیم.
رسیدن به آرزوها آسان است راه سخت تر را نرویم.

 

" شاملو "
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 8:36  توسط J a v a d  | 

خواص چای سبز

چای سبز فواید زیادی دارد . شاید علت آن مربوط به عمل آوری چای در کارخانه باشد . چای سبز یک نوشابه بدون کافئین و پیشگیری کننده از حمله قلبی و سرطان شناخته شده است و یک تونیک ( تقویت کننده ) بسیار مفید است. این چای دارای خاصیت ضد چربی (از هر نوع آن )و مقوی اعصاب بوده و قدری نیز خاصیت تب بری دارد.چای سبز باعث تقویت معده شده و ضمن دفع سموم بدن، نفخ معده را نیز برطرف می کند . چای سبز باعث تقویت حافظه شده و برای افراد افسرده یک داروی ضد افسردگی است. زیرا نوشیدن چای سبز باعث نشاط و سرزندگی می شود.


بيماري‌هاي قلبي‌

يكي از عوامل اصلي امراض و حمله‌هاي قلبي، وجود كلسترول بالا در خون انسان است. چاي سبز علاوه بر ويتامين‌هاي A و C خود ، باعث كاهش كلسترول در خون نيز مي‌گردد كه اين موضوع خطر احتمال حمله قلبي و امراضي از اين دسته را پايين مي‌آورد.

استحكام دندان‌ها

اين نوع چاي حاوي ماده‌اي به نام فلورين (flourine) نيز است. فلورين سبب مي‌شود تا ساختار داخلي دندان‌ها محكم شود و از پوكي و كرم خوردگي آنها جلوگيري مي‌كند.

آرامبخش و ضد استرس‌

اين نوشيدني گياهي نوعي آرامبخش نيز محسوب مي‌شود. با نوشيدن اين چاي سيستم عصبي بدن شما مقاوم‌تر شده، آرامش اعصاب و دوري از فشارهاي عصبي را براي شما به ارمغان مي‌آورد.

از آنجايي كه بسياري از بيماري‌ها ارتباط مستقيم با استرس و سيستم عصبي دارند، نوشيدن اين چاي را مي‌توان به نوعي داروي تمام بيماري‌ها نام برد.

از فوايد ديگر چاي سبز مي‌توان به بالا بردن قدرت فكري و قابليت تمركز بهتر، پيشگيري از امراضي مثل آلزايمر، درمان آماس مفاصل، درمان ام‌اس و پيشگيري از بيماري، كاهش وزن در افراد چاق اشاره كرد.


+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 19:15  توسط J a v a d  | 

هواپيما درحال حرکت بود و آنها در ورودي کنترل امنيتي همديگر را بغل کردند و مادر گفت" :دوستت دارم و آرزوي کافي براي توميکنم." دختر جواب داد" : مامان زندگي ما باهم بيشتر از کافي هم بوده است. محبت تو همه آن چيزي بوده که من احتياج داشتم. من نيز آرزوي کافي براي توميکنم."
آنها همديگر را بوسيدند و دختر رفت. مادر بطرف پنجره اي که من در کنارش نشسته بودم آمد. آنجا ايستاد و مي توانستم ببينم که مي‌خواست و احتياج داشت که گريه کند. من نمي‌خواستم که خلوت او را بهم بزنم ولي خودش با اين سؤال اينکار را کرد" : تا حالا با کسي خداحافظي کرديد که مي‌دانيد براي آخرين بار است که او را مي‌بينيد؟ " جواب دادم" : بله کردم. منو ببخشيد که فضولي مي‌کنم چرا آخرين خداحافظي؟ "

 

او جواب داد" :  من پير و سالخورده هستم او در جاي خيلي دور زندگي مي‌کنه. من چالش‌هاي زيادي را پيش رو دارم و حقيقت اينست که سفر بعدي او براي مراسم دفن من خواهد بود ." 

 

"وقتي داشتيد خداحافظي مي‌کرديد شنيدم که گفتيد " آرزوي کافي را براي تو مي‌کنم. " مي‌توانم بپرسم يعني چه؟ " 

 

او شروع به لبخند زدن کرد و گفت" : اين آرزويست که نسل بعد از نسل به ما رسيده. پدر و مادرم عادت داشتند که اينرا به همه بگن." او مکسي کرد و درحاليکه سعي مي‌کرد جزئيات آنرا بخاطر بياورد لبخند بيشتري زد و گفت" : وقتي که ما گفتيم " آرزوي کافي را براي تو مي‌کنم. " ما مي‌خواستيم که هرکدام زندگي اي پر از خوبي به اندازه کافي که البته مي‌ماند داشته باشيم. " سپس روي خود را بطرف من کرد و اين عبارتها را که در پائين آمده عنوان کرد : 

 

"آرزوي خورشيد کافي براي تو مي‌کنم که افکارت را روشن نگاه دارد بدون توجه به اينکه روز چقدر تيره است. 

 

آرزوي باران کافي براي تو مي‌کنم که زيبايي بيشتري به روز آفتابيت بدهد .
آرزوي شادي کافي براي تو مي‌کنم که روحت را زنده و ابدي نگاه دارد .
آرزوي رنج کافي براي تو مي‌کنم که کوچکترين خوشي‌ها به بزرگترينها تبديل شوند .
آرزوي بدست آوردن کافي براي تو مي‌کنم که با هرچه مي‌خواهي راضي باشي .
آرزوي از دست دادن کافي براي تو مي‌کنم تا بخاطر هر آنچه داري شکرگزار باشي .
آرزوي سلام‌هاي کافي براي تو مي‌کنم که بتواني خداحافظي آخرين راحتري داشته باشي ."
بعد شروع به گريه کرد و از آنجا رفت .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 8:28  توسط J a v a d  | 


www.ephoto.blog.com                                                                            by : J a v a d
07 نوامبر 2007
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 10:14  توسط J a v a d  | 

كليات گياه شناسي

جو گياهي است علفي و يكساله كه ارتفاع آن بسته بانواع مختلف آن تا يك متر مي رسد . برگهاي آن متناوب و باريك و دراز و به رنگسبز تيره مي باشد .

جو از نظر كاشت به دو دسته تقسيم مي شود : جو بهاره و جو پائيزه .

جو بهاره در بهار كشت مي شود و احتياج به سرماي زمستان ندارد و قبل از زمستان دانه مي دهد در حاليكه جو پائيزه در پائيز كشت مي شود و محتاج سرماي زمستان است .



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 9:2  توسط J a v a d  | 

حرف هايي هست براي گفتن که اگر گوشي نبود نمي گوييم
و
حرف هاييست براي نگفتن
حرف هايي که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمي آورند

و سرمايه ي هر کس به اندازه ي حرف هاييست که براي نگفتن دارد

" دکتر علی شریعتی "
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 7:12  توسط J a v a d  | 


www.ephoto.blog.com                                                                           by : J a v a d

18 نوامبر 2006
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 7:6  توسط J a v a d  | 

نام کتاب: جاناتان مرغ دریایی
نویسنده : ریچارد باخ
مترجم : لادن جهانسوز

  " چرا دشوارترین کار در جهان این است که پرنده‌ای را متقاعد کنی که آزادست؟ "

... در آغاز باید بدانید که یک مرغ دریایی، نمونه نامحدود آزادی است؛ تجسمی از پرنده بزرگ و تمامی بدن شما از نوک یک بال تا نوک بال دیگر چیزی جز اندیشه‌تان نیست.


جاناتان ، داستان مرغ دریایی ای است که به زبانی نمادین، اما بدور از پیچیدگی‌های اینگونه متون و با رمزها و کنایه‌های ساده به این مسأله پرداخته است. رمزها و نمادها و به‌طور کلی ایده‌های مطرح شده در این کتاب به‌طور قابل توجهی با برخی متون ادبیات عرفانی ما-از جمله اسفار اربعه- قابل تطبیق است؛ اما، بهرحال - همچنین با توجه به‌دیگر آثار نویسنده از جمله اوهام- نباید تفاوت‌های فرهنگی و تمدنی را که نویسنده درآن رشد پیدا کرده را از نظر دور داشت.  

" ...اغلب مرغان رنج آموختن پرواز را در حدی فراتر از یادگیری ساده‌ترین حقایق به خود هموار نمی‌کنند. برای بسیاری از مرغان تنها خوردن غذا مهم است و پرواز اهمیتی ندارد؛ اما، جاناتان بیش از هر چیز، عشق به پریدن داشت. او نمی توانست در بند قول و قرارهایی که تنها به درد مرغانی می‌خورد که عادی بودن رامی‌پذیرند، باشد. "


منبع: خلاصه شده از
وبلاگ جرعه عطش
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 9:51  توسط J a v a d  | 

خداوندا مرا وسیله ی صلح خویش قرار ده

آنجا که کین است، بادا که عشق آورم
آنجا که تقصیر است، بادا که بخشایش آورم
آنجا که تفرقه است، بادا که یگانگی آورم
آنجا که خطا است، بادا که راستی آورم
آنجا که شک است، بادا که ایمان آورم
آنجا که نومیدی است، بادا که امید آورم
آنجا که ظلمات است، بادا که نور آورم
آنجا که غمناکی است، بادا که شادمانی آورم

خداوندا، بادا که بیشتر در پی تسلی دادن باشم تا تسلی یافتن
در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن
در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن
چه با دادن است که می گیریم
با فراموشی خویشتن است که خویشتن را بازمی یابیم
با بخشودن است که بخشایش به کف می آوریم
و با مردن است که به زندگی برانگیخته می شویم

نیایش برای صلح- فرانچسکو قدیس
+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 21:54  توسط J a v a d  | 

پدر عزيزم،
با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.
با عشق،
پسرت،
John



پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 9:54  توسط J a v a d  | 


خداوندگارا
من نمی خواهم تو را رنج دهم
                                
           تنها مرا ، همان گونه که هستم
                                          پذیرا باش !




منبع : کتاب شاهزاده سرزمین عشق
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 8:51  توسط J a v a d  |